حسين قرچانلو
99
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
گفتههاى خود منزلگاههاى ميان راه را كه به گفتهء يونانيان پريپلوس « 1 » خوانده مىشد ، ذكر كرده است . چون هيچگونه اطلاعاتى از خود سليمان در دست نيست ، بعضى از چينشناسان بزرگ مانند يول « 2 » و پليو « 3 » در انتساب اين اطلاعات به وى ترديد كردهاند . بعضى نيز معتقدند كه اين اطلاعات متعلق به مسلمانى است كه به هند سفر كرده است . جالب توجه آن است كه ضمن اين اطلاعات فقط يكبار از سليمان سخن به ميان آمده است . فرران « 4 » به اين نكته اشاره كرده است كه ابن فقيه اين اطلاعات را صريحا به سليمان نسبت مىدهد . « 5 » تقريبا بيست سال بعد از سليمان جهانگرد ديگرى به نام ابن وهب قريشى سفر خود را آغاز كرد . او از اعيان و توانگران عراق بود . چون زنگيان در فتنهء صاحب الزنج بصره را خراب كردند ، ابن وهب با يك كشتى هندى از بندر سيراف به سوى هند و از آنجا به چين سفر كرد . مدتى در شهر كانتون ( خانفو ) چين بهسر برد و پس از درنگ كوتاهى به خمدان در فاصلهء دو ماه راه با كانتون كه پايتخت چين بود ، وارد شد . تاكنون روشن نشده است كه ابن وهب مشاهدات خود را تدوين كرده است يا نه ؛ ولى بدون شك ابو زيد حسن سيرافى و مسعودى در مروج الذهب در فصل پادشاهان چين و هند مطالبى از او نقل كردهاند . « 6 » ماجراى سفر سليمان و ابن وهب قريشى را در آغاز قرن چهارم قمرى ابو زيد حسين سيرافى تدوين كرد . ابو زيد جهانگرد يا دانشمند نبود ، بلكه ظاهرا به اين گونه ماجراها علاقهمند بوده است . در آن روزگار ، جمعآورى اين نوع مطالب كارى دشوار نبوده است . « 7 » ابو زيد در ذيل سفرنامهء سليمان تاجر مىنويسد : كشتيهايى كه از سيراف به سمت درياى سرخ در حركت بودند چون به جدّه مىرسيدند ، پهلو مىگرفتند و كالاهاى خود را به كشتيهاى ويژهاى موسوم به كشتيهاى قلزم منتقل مىكردند تا به مصر برده شود ؛ چون كشتيهاى قبلى توان دريانوردى در شمال درياى
--> ( 1 ) . periplus ( 2 ) . Yule ( 3 ) . Pelliot ( 4 ) . Ferrand ( 5 ) . تاريخ الادب الجغرافى العربى ؛ ص 160 . ( 6 ) . جهانگردان مسلمان در قرون وسطا ؛ ص 28 و 29 . ( 7 ) . تاريخ الادب الجغرافى العربى ؛ ص 161 .